غم نامه عاشورا
هنوز صدای روح بخش حسین (ع) در فضای خونبار کربلا طنین افکن است. هنوز سرود استقامت و پایداری که مجاهدان و مبارزان روشن ضمیر و پاکباز کربلا،با شور وشوق دل انگیز می خواندند ، خون را در رگهای مومنان بیدار دل به جریان می اورد و دلهای بیمار ستمگران را می لرزاند . هنوز می توان صلابت دستان ستم شکن حسین را که خصم بد خوی و ستم پیشه را به نبرد می خواند، می توان دید.هنوز می توان چکاچک شمشیرهای مجاهدان کربلا را که گردن گردنکشان و فرو مایگان فرو رفته در گرداب جهل و قاصدان فریب و تزویر را می شکست، می توان شنید. هنوز می توان بوی عطراگین و جان نواز پیام حسین را که گرما و روشنی می بخشید وتاریکی و ظلمت می زدود ، استشمام کرد.هنوز می توان شکوه صف مردان جان بر کف حسین را که سیاه وسفید ، پیر وجوان در یک صف برابر، نظم توحیدی اراسته بودند،دید. هنوز غربت غمناک و تنهایی دردناک حسین را که نخل ها وشن های گرم کربلا نجوا می کند، می توان شنید. و هنوز سر زمین کربلا از خون گرم امام و سر بازان پاکباخته اش لاله گون است.
سلام بر بزرگ معلم ایثار وشهادت که با خون گرم و هستی مطهرش، اموخت که در زمانه سبعیت و درنده خویی نظام ستم بار یزید،شهادت یعنی دریدن پرده جهل ونفاق از چهره کریه تزویر و فریب بازان ظلمت خواه وتحمیق پیشه. سلام بر امام عاشورا که با همراه ساختن عیال و خانواده اش در سفر مرگبار کربلا، مسیر هرگونه تفسیر و تردید را که گویا نبرد کربلا یک مصاف و جنگ قدرت بوده است را ،بست. این است که کربلا روایت گر همه تاریخ اسلام است و جلال وجمال خداوند همه در عاشورا تجلی یافته است. بدون تردید تاریخ مشحون از حوادث و رویداد های بزرگی است که هریک تاثیر شگرف و حیرت انگیزی از خود بجا گذاشتند وجایگاه خود را در صفحات تاریخ باز کردند وماندگار شدند. اما کمتر رویدادی در تاریخ وجود دارد که همواره ایندگان سالگشت ان رخداد را این چنین با شکوه زنده نگهدارند، انهم نه به سبک تشریفات خاص سیاسی ویا به صورت ذکر در تقویم نامه ها و سالنامه ها، بلکه در عمق دلها وپیوند ظریف عاطفه ها وگستره اندیشه ها. سلام بر شهید والا مقام کربلا. سلام بر نور دیده بندگان خدا. سلام بر پر چمدار بزرگ عاشورا که طنین گامهای بلند علوی ورایحه گلستان نبوی بود. وسلام بر امام مظلوم کربلا ویاران صدیق اش که همگان سر فصل کتاب عقیده وجهاد بودند وسلام ویژه بر زنده ترین انسان شهر خلقت، انکه خداوند خواست اورا کشته راه خویش ببیند
چالشهای توسعه اقتصادی در افغانستان
توسعه چیست: توسعه فرایندی است که تولید با استفاده از ابزارهای پیشرفته ای جدید از وضعیت سنتی به روش نوین متحول گردیده، انسانها تخصص و مهارت لازم وفرهنگ مناسب با توسعه را کسب کرده وروند انباشت وبه کار گیری سرمایه در جامعه ، همراه با مدیریتی کارا وباثبات تحقق یافته باشد .
علایم ونشانه های توسعه:
1- تسلط نسبي بر طبيعت و استفاده از منابع موجود در جهت رفع نيازهاي مادّي؛
2. صرفهجويي در وقت و نيروي بدني انسان، با استفاده از ماشينآلات و تكنولوژي مدرن؛
3. افزايش رفاه و آسايش در زندگي مادّي و آساني كارها با ابتكار و ساخت ابزار پيشرفته؛
4. افزايش توليد در تمام زمينهها، به ويژه محصولات كشاورزي و مواد غذايي و رفع نگراني از اين جهت؛
5. شكوفا شدن استعدادها و بكارگيري قوّهي ابتكار و خلاقيّت در زمينهي علوم مختلف، از جمله: در سازماندهي روابط اجتماعي، سياسي و اقتصادي و تشكيل نهادهاي مربوطه و حاكميّت قانون، همراه با مشاركت عمومي در صحنههاي سياسي.
شاخصهای فوق ویژگیهای کشورهای توسعه یافته است وجامعه افغانستان با چنان الگوها فاصله فاحش وباور نکردنی دارد. بر اساس اخرین امار که صندوق بین اللملی پول ارائه کرده است در میان کشورهای اسلامی ترکیه 28 سال،مالزی 35 سال، ایران 54 سال وکشورهای چون پاکستان وبنگلادش 181 سال با کشورهای توسعه یافته فاصله دارد. چین وروسیه وهند نیز فاصله زیادی دارند.تازه ترین کشور اسیایی که به جمع کشورهای توسعه یافته راه یافته است وبا تلاش ملی، عزم وپشتکارفرد فرد مردم،مدیریت صحیح نیروی انسانی واستفاده صحیح از منابع مالی خارجی توانسته است معیار های کشورهای توسعه یافته را کسب نماید کره جنوبی است. با توجه به امار فوق می توان وضعیت ورتبه افغانستان را به خوبی دریافت وعمق خرابی وفاجعه را متوجه شد.
چه می توان کرد وفوری ترین راه حل برای یک حرکت ابتدایی اقتصادی چیست؟
بدون شک طی پنج سال گذشته گامهای خوبی باتوجه به عمق خرابی ها، در عرصه های مختلف بر داشته شده است و امیدواریهای را نیز بوجود اورده است. اما فوری ترین نیاز واساسی ترین گام برای باز خیزی مجدد کشور محورهای ذیل است:
1 - امنیت: امنیت ملی ، ثبات سیاسی ومحو خشونت، درپی ریزی یک کشوروحیات سیاسی ان ،حتمی وپیش شرط هر نوع تحرک وفعالیت است. در این میان با توجه به اموزش 150 هزارنیروی نظامی وامنیتی در قالب اردو وپلیس ملی یک قدم اساسی به حساب می اید اما نا کافی است وتا رسیدن به مرز خود اتکایی ونهادینه شدن فرهنگ امنیتی واجرایی در چارچوب وزارت دفاع وکشور تلاشهای گسترده دیگری نیاز است.
2- اموزش وتربیت صحیح نیری انسانی: در جوامع امروزی بزرگترین سرمایه یک کشور میزان بالا ی جمعیت نیست ،کیفیت و تخصص ومهارت افراد ، معیار قضاوت است کشورهای توسه یافته تمام تلاش ها و نخستین اولویت ملی شان تربیت صحیح واموزش درست نیروی انسانی است وبه قول معروف انها از سرمایه انسانی شان نان می خورد نه از فروش ذخایر وثروت ارثی شان .فروش ذخایر ارثی ومصرف ان هنر چندای نیست،پیر زن ازکار افتاده نیزاز محاسبه و.فروش ان عاجز نیست. مهم سرمایه افرینی است نه ثروت فروشی
3- انرژی: افغانستان از نظر منابع معدنی وموقعیت تامین انرژی جایگاه خوبی دارد. مهار ابهای سطحی ورود خانه ها وهدایت ان به سوی تامین انرژی وبرق،کشور را از خرید برق تا دهها سال بی نیاز می سازد. افغانستان می تواند با فروش اب به کشورهای متقاضی همسایه سالانه ثروت ملیاردی بدست اورد و ازاین رهگذر امنیت ومنافع خویش را با منافع کشور های همسایه گره بزند تا افغانستان نقطه اتصال منافع باشد نه تصادم.
4- مبارزه با فساد اداری: بزرگترین معضل که همواره سیستم اجرایی افغانستان را غیر قابل استفاده ساخته است مصیبت فساد اداری است ،طاعون کشنده ومرگباری که تمام دارایی وفعالیت را در کام خویش فرو می بلعد و ویرانی وفقررا در میان مردم تقسیم میکند. در مبارزه با فساد اداری وکاهش ان نقش نیروی پلیس متعهد واستخبارات سالم ونیرومند ودادگاه بی طرف ومنضبط لازم است.
به پیشواز بهار
بهار همواره خجسته ومبارک است. یادش صفای جان و دل،امدنش روح افزا وتکرارش عبرت انگیز وامید افرین است. بهار برای همه شکوفه های لبخند هدیه میکند واز دل پر مهرش عطر امید می پاشد. ذره ذره طبیعت اواز قدمهای دل انگیزبهار خجسته را به گوش ایستاده اند تا با تکیه برشانه های نیرومند بهار سقف تاریک و سرد زمستان را فرو ریزد ولباس سبزتولد وبیداری برتن کند واز حافظه بوته ها ودرختان تصویر مرگ را پاک کند. درذهن همه ذره ها حیات موج زند ودر نگاه تمام رود ها وجویبارها تماشای بهار جاری باشد .بهارباحضورسبز وبی مانندش جهان را مهمان زیباترین ودلپذیرترین سفره جودش می سازد. بهار باحضورپرشکوه اش نبض طراوت وسرسبزی را درنقطه نقطه زمین به حرکت در می اورد وزیبا ترین موسیقی خلقت را می افریند بهار با دست کریم وپرمهرش، همه نشاط و زیبایی خویشتن را با سخاوت تمام در میان ما تقسیم میکند.
بهارنشانه بارز وروشن قیامت است. هرگل وشاخه ای که قد می کشدجامه معاد برتن دارد. سلام بر بهار ودلهای بهاری وانانکه از بهار درس یقین وایمان می اموزد ودر ضمیر شان گلهای توحید ویکتا پرستی می می کارد وبا عطر تسلیم وخشوع در برابر خداوند بهار افرین،جان وتن خویش را معطر می سازد .
اینک همراه وهمنوا با بهار سبز که فصل تحول،حرکت وبرکت،امید وارزوهای بلند است،ازخالق مهر وامید می خواهیم که عنایت بی پایان خویش را ارزانی مان کند تا در گستره وجود ما شکوفه های سپید شادی ولبخند ،موفقیت وسرافرازی به گل بنشیند وهمه فصلهای زندگی بهاری وسبز باشد. وسال جدید سال خوبی ها ونیکی ها باشد
فرا رسیدن محرم حسینی تسلیت باد.
در تجلیل ازمقام عاشورا که ازادی رامعنی کرد.
شب سیاه ستم همه هستی را پوشانده بود. سپاهیان جهل وشقاوت،سینه مظلومان را می شکافتند. ستونهای از جهل وخرافات وبیداد،خلافت غاصبانه وظالمانه فرزند معاویه را بر سر نوشت مردمان مفلوک و فرو رفته در گرداب فتنه وسیاهی مسلط ساخته بود . خاطره روزگار مجد وعظمت انسانیت که با طلوع افتاب حیات بخش اسلام بوجود امده بود می رفت که با تزویر ونیرنگ یزید و دستگاه جنایت پیشه اش،از اذهان محو و نابود شود. شکوه وکرمت انسان که با برقراری حکومت اسلامی به رهبری پیامبر(ص) احیا شده بود هر لحظه تهدید می شد. مفاهیم ارزشی وانسانی باتبلیغات گسترده ای دستگاه جور و بیهوده سرایی مبلغان دین فروش که حیات و بقا خودرا درحمایت از یزید میدانستند به فراموشی سپرده می شد. همه این مصایب وتلخی ها بنام دین بر بندگان ساده دل وازاد مردان خدا جو روا داشته می شد.
دراین میان مردی از تبار صالحان وبندگان راستین خدا پرچم مقاومت ومبارزه بر افراشت وبا قلب سرشار از ایمان وامید در قلب قافله دشمنان ازادی و انسانیت تاخت وبا دستگاه فاسدی که ظلم میکرد اما انرا بنام دین توجیه میکرد به مبارزه برخواست فریاد براورد در منطق ما مرگ پایان تقویم حیات انسان نیست بلکه اغازی دوباره است. جور وخفقان ونفس کشیدن با گرگان درنده خوی،توان پرواز وحضور را ازانسان می رباید. پس با ید بیداد وچپاول خاندان بنی امیه قطع گردد.
یاران وهم رزمان دلاور امام هدایت با حضور قهرمانانه خویش ، تعهد،وفا و ایثار را که از زبان روح افزا و دل نشین امام حسین(ع) طنین انداز شده بود، لبیک گفتند وهمراه با امام خویش صف مردانگی وپایمردی اراسته اند و به مقیاس همه دورانها وزمانها ایه های کتاب بیداری وخود باوری را فریاد کردند.باگامهای استوار نبرد بی امان شان را با ظلمت های فشرده وقاصدان جهل وتحقیر انسانیت اغاز نمودند . قامت وهیمنه جور ونیرنگ را در هم شکستند وبا انتخاب مرگ سرخ وحیات جاوید حرمت وکرامت انسان را پاس داشتند.
این حماسه بزرگ همچنان جاویداست ودلهای ازادمردان جهان را می نوازد وراهنمای مسیر حرکت انان است. قیام بزرگ عاشورا هم چنین عبرتی است برای تمامی حاکمان مستبد وخود سر تابخود ایند در غیر ان راد مردی از تبار اندیشه حسینی قیام خواهند نمود وبا فریاد سرخ خویش انان را در برابر وجدان بشری وقضاوت خداوند عدل افرین، رسوا خواهد ساخت و الله که فریاد رس مظلومان است بیدرنگ طغیان گران واربابان فریب ونیرنگ را دراتش انتقام خویش فرو خواهند برد.
عبدالوهاب باهر
دمو کراسی وفساد سیاسی
اگر دموکراسی را نظامی بدانیم که دران زمامداران با رای مردم در انتخابات ازاد انتخاب می شوند، باید شرایطی را نیز برای استقرار دمو کراسی در نظر گرفت. ازادی بیان، ازادی مطبوعات ، وجود احزاب سیاسی وازادی اجتماعات وگردهمایی ها و... از نیازهای حتمی جریان صحیح انتخابات ودموکراسی است. دراین میان فساد سیاسی واداری همواره بعنوان یک چالش مهم واساسی برای دوام دمو کراسی ها بوده است. فاجعه فساد سیاسی کم وبیش در همه جوامع دیده می شود اما ویرانگری فساد اداری وسیستمی در کشورهای جهان سوم به حد اکثر میرسد. افغانستان بعنوان یکی از کشورهای جهان سومی همواره با این معضل در گیر بوده است. پس از اتمام کشمکش ها ودر گیریهای داخلی واستقرار نظام نو پای دمو کراتیک درکشور، امید میرفت که معضل فساد اداری کاهش یابد ولی امار نشان میدهد که مصیبت فساد سیستمی افزایش یافته است ومنابع مالی وتوان اقتصادی کشور را به یغما برده است وسیستم اداری را به شدت نا کارامد ساخته است. دوام وضعیت فوق وبی توجهی مقامات ذی صلاح در امر مبارزه با فساد اداری سبب خواهد شد که دشمنان ملت افغانستان از موقعیت بهره بردای نموده وخشونت ونا امنی را ترویج نماید وبی کفایتی مسئولان دولتی را وتمام سیستیم را فریاد خواهد کرد
بستر فساد سیاسی:
اگر بخواهیم اقدامات اصلاحی در برابر فساد سیاسی انجام دهیم باید عوامل وزمینه های انرا بشناسیم. واینکه چگونه بوجود می اید؟
فساد سیاسی یا سوء استفاده از سمت های دولتی برای منفعت شخصی،در همه سطوح دولت ودرهمه نظامهای سیاسی ممکن است وجود داشته باشد. اگرچه در بعضی از نظامهای دموکراسی به عنوان مزایای جنبی سمت های دولتی تلقی می شود وبدین جهت نادیده گرفته می شود ولی واقعیت ان است که وجود چنین حالت از نظر کارشناسان ، اطمینان رای دهندگان به نمایندگان ودولت را خدشه دارمی کند واعتمادی را که لازمه وجود دموکراسی است متزلزل می سازد تا جاییکه مردم دمو کراسی وسیستم حکومتی را قابل دفاع نمی داند. فساد سیاسی در شرایط زیر رونق میگیرد:
هنگامیکه درامد مسئولان دولت نسبتا پایین ونا کافی است یا انکه سمت دولتی تنها راه برای کسب درامد بالا باشد، هنگامیکه استفاده از موقعیت های اقتصادی در بخش خصوصی به کلی وابسته به تصمیمات تبعیض امیز دولت باشد ونیز هنگامیکه احتمال فاش شدن فسادها وتنبیه خاطیان کم باشد . بدین ترتیب پرداختن حقوق ومعاش مناسب برای کارمندان ومقامات، محدود کردن ان دسته از تصمیمات دولت که بر فعالیت های مئوسسات اقتصادی خصوصی،وجود هیئت قضایی با کفایت برای رسیدگی به تخلفات احتمالی می تواند شیوه های کاهش فساد باشد . امابهترین راه مبارزه ، ایجاد وتکامل فرهنگ خدمت خالصانه به مردم است. در افغانستان اگر دین از قالب شعار واذکاروتعصبات جاهلانه بیرون اید ودر نهاد مردم در فضای اداری ومشاغل بعنوان وجدان کاری تلقی شود واز تجربیات روشن کشورهای توسعه یافته ا ستفاده شود می توان به اینده امیدوار بود. ع - باهر
بعثت پيام اور همدلی و انسجام
فضا تاريك وظلمت افرين بود. دلها با غم واندوه عجين بود شعله هاي تباه گر فساد از هر سويي ديوانه وار شراره مي كشيد.طوفان خشمگين حسادت وكينه ريشه هاي سست وبي پايه زندگي رابرمي كند وهستي را به نابودي مي سپرد.جهل واستبداد در همه جا پنجه اي مرگ انداخته بود .غنچه ها مظلومان وبيرحمانه در زير بارش بيداد شب پژمرده بودند.هركجا لاله بود خونين بود ، هر كجا ناله بود در گلو خفقان گرفته بود وهر خانه خاموش وساكت؛ حتي خانه امن خدا كه روز گاري ميعادگاه ابراهيم بود وجايگاه رويش خشم وعصيان خدايي بود اينك جولانگاه وميدان طغيان و سركشي هاي شگم بارگان بدور از كرامت انساني گرديده بود وسر دمداران شرك ان بقعه مقدس رامعبد خداوندا ن دورغين ووسيله غارت اموال مردم ساخته بود. قربانيان شرك وجور نيزدر سكوت مرك بار تسليم اراده زور مداران بودند.
در اين هنگام بود كه فريادي از قعر تيرگي ها بر خواست و فرا خواند كه: اي انسان اگر اين بيراهه را ادامه بدهي نشاني از سعادت نخواهي يافت. حال نگاهت را به من بيفگن و گوشهايت را فراسوي پيامم بنه ورفتن وشدن را در راه كه من مي نمايانم بياغاز كه تورا به سعادت وكمال رهنمون مي شوم.
پيامبر را بي انكه بتواني خستگي را در چشمان پر نفوذش اش بيابي استوار راه اش را اغاز كرد و به مبارزه اعتقادي وفكري اش ادامه داد وتوانست در سخت ترين شرايط خفقان جامعه جديد تاسيس كند وبستر ازادي ور هايي انديشه را فراهم بسازد وغول جهل را در هم بشكند وبه رنج و تحقير انسان پايان دهد.
خجسته باد لحظه هاي شور افرين بعثت كه سر اغاز نجات انسان از چنگال عفريت جور و فريب گرديد ودر بسترگسترده زمين بذر اگاهي افشاند ومرگ تزوير ونيرنگ را نويد داد وگلهاي اميد وسعادت را در عمق سينه ها كاشت وبه انسان فرياد اموخت. اينك ما همواره اورا مي ستاييم وسفارش نامه عظيم اورا بر ديده جان مي نهيم و ان را سر مشق زندگي خود مي سازيم . سوره بعثت اورا تكرار خواهيم كرد وبه پيروي از ارمان بلند او با حق كشي وتبعيض در ستيزخواهيم بود . مساوات وبرابري را در هرجا وبراي همه فرياد خواهيم كرد. راه وهدف اوروشن است.توسعه قسط وعدالت از اهداف حتمي وبنيادين اوست در منطق انساني والهي او تكيه بر خون وقوم يك عمل قبيح وغير اخلاقي است. تبليغ مليت وخون وتحقيربي كسان وراندن كسانيكه اززندكي نصيبي ندارند وتوجيه سياسي وديني ان محكوم است وفرجام عدالت الهي وستاندن داد بي كسان حتمي است. ع- باهر
دموکراسی حضور وهو شیاری شهروندان را می طلبد
دموکراسی حکومت مردمی است یعنی سردمداران و سیستم های حکومتی را مردم انتخاب می کند .دموکراسی با شرایط واصول چون حق مشارکت همگانی،وجودازادی ها،حقوق فردی وارای عمومی، ازادی مطبوعات وبیان،تسامح وتحمل چند گانگی سیاسی،حکومت اکثریت،واصل برابری قابل تحقق است اما واقعیت این است که مجرای سیستم دموکراسی جامعه بشری است. بشر براساس خصلت حب ذات در دنبال کردن منافع حدی را نمی شناسد،قدرت طلبی وبرتری جویی از ویژگیهای سیری نا پذیر انسانها است،منویات ومقاصد افرادازان جهت که پنهانی است غیر قابل کنترل وپیش بینی است . ازطرف دیگر دموکراسی محصول تجربه طولانی بشر در امر حکومت است وبشر همواره با اصل ازمون وخطا در حرکت است مهمتر ازهمه اینکه هر تئوری در مرحله اجرا کاملا محقق نمی شود بلکه باچالش مواجه می شود دموکراسی نیز بعنوان یک مکانیزم حکومتی در مرحله عمل با نقایص همراه است . دانشمندان علوم سیاسی وطرفدارن رژیم های دموکراتیک معتقدند که حتی در جوامع مردم سالار نیز ممکن است قدرت به سود نهاد یا شخص یا گروه معینی به کار رود وعملا زیر نقاب وپوشش حکومت مردم، تمرکز قدر ت بوجود اید . انهاراه حل های رابرای اجرای بهتر دموکراسی وجلوگیری از سوء استفاده حکومت کنندگان از جریان دمو کراسی پیشنهاد می کند:
الف – تقویت اخلاق متعالی: اخلاق متعالی از عوامل جدایی نا پذیر در اجرای دموکراسی است. بدون تردیدرهبران محترم وشرافتمند که کمال وسعادت و رفاه عمومی را در نظر دارند یکی از عوامل دموکراسی به حساب می اید.
ب-فرصت دادن برای توده هادر جهت انتخاب وگزینیش نماینده ورهبر شایسته . ماکس وبر معتقد بود موفقیت یاشکست دموکراسی در هر کشور تا اندازه زیادی با توانایی وشایستگی رهبران سیاسی ان کشور تعیین میگردد. دراین راستا ضروری است که احزاب رقیب ورسانه ها از عوام فریبی وتخریب چهره ها ویا دروغ پراکنی پرهیز کنند.
ج- اموزش وبرطرف ساختن جهل عمومی وگسترش اموزش عالی در میان توده ها. اگاهی مردم وشناخت انان از وظایف حاکمان وحقوق قطعی خودشان از پیش نیازهای لا ینفک دمو کراسی است.
د- مدیریت درست: درصورتی که دموکراسی با فساد امیخته شود مردم اعتماد خودرا نسبت به ان از دست میدهد
ه- هوشیاری شهروندان : هوشیاری درونی بهایی ازادی و دموکراسی است وتنهاشهروندان اگاه می تواند مراقب درستی از کارهای حکومتی باشد.
ی- توزیع عادلانه وخردمندانه قدرت: نهادها باید با تدابیر وشیوه های فنی ازموده طوری سازماندهی شوند وقدرت سیاسی بین انها توزیع گردد که خطرات تمرکزعملی قدرت به حد اقل ممکن کاهش یابد. مئولفه های اصلی توزیع خردمندانه قدرت عبارتند از:
- سرشکن شدن قدرت؛ یعنی قدرت به هر ارکان به اندازه لازم وگذار شود وهر کدام از انها را مهارکننده قدرت دیگری قرار دهند.
- تفکیک وظایف وتعدد نهادها. یعنی سه قوه در سطحی کم وبیش افقی قرار گیرند ودر جایگاهی عمل کند که در طیف صلاحیت انها باشد.
- محدود ساختن مدت تصدی وادواری بودن مشاغل سیاسی؛ مشاغل سیاسی را نباید در دست صاحبان انها دایمی کرد.
موانع توسعه دموکراسی
دموکراسی در عصر حاضریکی از مفاهیم بلند اوازه ومطر ح در محافل سیاسی است. این مفهوم در اندیشه و افکار عمومی نیز دارای مقبولیت وجذابیت خاص بوده ونوید بخش فردای بهتر تلقی شده است.
براستی دمو کراسی چیست؟ از همه مهم تر موانع توسعه وگسترش دموکراسی چیست؟
گفتار حاضر به اختصاربه پاسخ پرسشهای فوق می پردازد .
مفهوم دموکراسی :
واژه دموکراسی از اصطلاح یونانی (دموکراتیا) از دو بخش دمو dmoS وکراسی caracy تشکیل شده است.
دموس اشاره به دوچیز دارد:
-اشاره به مردم فقیر the poor
- اکثریت مردم the maney
کلمه کراسی هم اشاره به کراتوس crotos بهمعنی قدرت وحکومت است. وقتی power and government باهم ترکیب شود ، دموکراسی democracy یعنی حکومت مردم.
بنا بر این دموکراسی به معنی حکومت مردم یا نظام سیاسی است که در ان مردم، نه شاهان واشراف حکومت میکند.
از دمو کراسی به: حکومت به وسیله مردم،حکومت برپایه رضایت مردم ،فرمانروایی اکثریت ،حکومت حقوق برابر برای همه و... نیز تعریف شده است .
عنا صر ومئولفه های دموکراسی:
مشارکت مردم در تعیین سر نوشت سیاسی،اکثریت، نمایندگی وانتخابات چهار مئولفه است که در دموکراسی های امروز نقش بنیادین واساسی دارند.
انواع دمو کراسی:
انواع واقسام متعددی برای دمو کراسی از سوی اندیشمندان ارائه شده است که ذکر همه انها مجال وسرمایه ای بیشتری را می طلبد. اینجابه دو نوع دموکراسی که به فهم مطلب کمک خواهد کرد اشاره می شود:
- دمکراسی مستقیم یا مشارکتی: این شیوه که بیشترین مشارکت مردم در ان تامین میشود به عقیده بسیاری از صاحب نظران سیاسی ، سالم ترین وبهترین نوع دمو کراسی است وسابقه این نوع دمو کراسی به یونان باستان می رسد وتنها گزینه شناخته شده ای بوده است که در عمل اجرا می شده است.دموکراسی مستقیم یا مشارکتی تنها در جوامع بسیار کوچک امکان پذیر است و با افزایش جمعیت و گسترش قلمرو دولت ها تنها شیوه ممکن حکومت دموکراتیک دمو کراسی نمایندگی است که بر پایه ای رای همگانی نهاده شده است ومردم در انتخابات زمامداران کشارکت دارند.
- دموکراسی نمایندگی : ازسده هجدهم با انقلاب های دمو کراتیک مانند انقلاب کبیر فرانسه،انقلاب های امریکا وانگلستان دموکراسی نمایندگی پدید امد .ازان پس به تدریج به ویژه با مبارزات جنبش کارگری وپیدایش احزاب سیاسی بزرگ در اروپاو امریکاگسترش یافت،بدین سان رابطه بین حکومت ومردم تغییر یافت. بطور کلی در دمو کراسی ها اقتدار نهایی از ان مردم است که شهروند به شمار میرود واز حقوق سیاسی ومدنی برابر برخوردارند.
اکنون این پرسش مهم است که چراتوسعه وگسترش دموکراسی در بعضی از جوامع کند بوده است وحتی با عقب نشینی های هم رو بروبوده است؟
عوامل گوناگونی در کندی پیشرفت دمو کراسی ویا عقب نشینی ان نقش داشته است که میتوان به موارد ذیل اشاره کرد: دشمنی شدید گروه های حاکم با جنبش های دمو کراتیک از بیم از دست دادن منافع وقدرت شان، سرکوب خشن جنبش های دمو کراتیک توسط رژیم های خود کامه،تاثیر ایدئولوژی های مسلط ، تبلیغات و الت دست کردن توده مردم ،جلوگیری از تشکل مستقل افراد در سازمانهای سیاسی واتحادیه های صنفی،بهره برداری از ختلافات و تعصبات قومی ومذهبی درمیان توده مردم ،محدود کردن حق رای وازادی های سیاسی ،بوجود اوردن نظام های سیاسی فاشیستی وتوتالیتر برای پیشگیری از انقلاب های دموکراتیک.
البته برای رهایی ازدام استبداد ،بسیاری از اندیشمندان ،گسترش اموزش وسواد عمومی وتامین رفاه اجتماعی را ضروری میدانند.
منابع:
جامعه شناسی سیاسی، منوچهر صبوری
دموکراسی واعتبار رای اکثریت ،جواد صالحی
دموکراسی وکاستی های ان
چکیده مقاله:
دمکراسی به مثابه یک روش ونظام سیاسی مبتنی بر خواست و اراده مردم که در بستر تمدن غرب شکل گرفته ورواج یافته است وسایر واحدهای سیاسی را نیز در گستره جهانی متاثر ساخته است، دارای جذابیت میباشد ولذا تعدادی از متفکران غرب انرا اصیل ترین سیستیم حکومتی ونویدبخش رفاه وازادی میدانند اما به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، دموکراسی امن ترین ومصون ترین سیستیم سیاسی نیست ودارای عیوب وکاستی های فراوان است:
1- افلاطون وارسطو ازمشهور ترین منتقدان دموکراسی است . افلاطون ازادی بی حد وحصر را که جوهره دمکراسی است مانع وفاق اجتماعی میداند و بنظراو سرنوشت جامعه در دموکراسی بازیچه هوس توده مردم است.وحکومت یک امر تخصصی ودر صلاحیت دانایان جامعه است.
2- تعارض اصل ازادی وبرابری؛به این معنی اگر همه مردم برابر شمرده شوند ازادی انها به خطر خواهد افتاد زیراایجاد برابری محتاج مداخله دولت است
3- صوری بودن اصل برابری در دموکراسی: برابری دردموکراسی به معنای واقعی ان یعنی همسانی در ثروت و...نیست بلکه برابری به برابری در شانس وفرصت محدود گردیده است
4- دموکراسی وامکان بروز استبداد اکثریت.
5- بروز استبداد فردی وخطر نابودی اصول دموکراسی:دموکراسی شیوه ای کاملا تضمین شده نیست زیرا تحقیقات نشان میدهد که تعدادی ازدیکتاتورها ازجریان دموکراسی سوء استفاده نموده ومطامع خویش رااعمال نموده است. هیتلر که یکی از جنایتکارترین دیکتاتورها شمرده میشود دست پرورده دموکراسی بود نه زایده فقدان ان.و بارای اکثریت بر اریکه قدرت تکیه زد.
باتوجه به عیبها ونقص های موجود ،نمیتوان گفت که دموکراسی نظام مطلوب منحصر به فرد است بلکه می توان در قالب حکومت ونظام مردم سالاری دینی که بیانگر مساله حکومت و حاکمیت در اسلام است،ازادیهای فردی واجتماعی مردم رابه نحو شایسته تر تامین کرد وحکومت منتخب نیز ایجادکرد. زیرا ارزشهای اخلاقی وصفات بارز چون ترحم ایثار وتعاون که در دموکراسی مورد غفلت قرار گرفته است در اسلام بشدت مورد توجه می باشد .درحکومت دینی سعادت دنیوی واخروی ونگاه جامع در موردانسان مطرح است.
درحکومت اسلامی حاکم وزعیم مردم باید ویژگیهای چون عدالت،ورع وتقوا،بنیش سیاسی کافی،مدیریت ومدبریت،تخصص وتعهدرا داشته باشد؛عالم وعامل به کتاب خدا وسنت واگاه به مقتضیات زمان باشد. وصرفا شهرت وتخصص کافی نیست.
بدین ترتیب مردم سالاری دینی کاستیهای دموکراسی را جبران می کندودرواقع وجه الجمع است میان حقایق وارزشهای بلند دینی وره اوردهای مثبت وارزشمند دموکراسی زیرا ازیکسو مشروعیت حاکم اسلامی در اختیار و انتخاب خداست از سوی دیگر مقبولیت او مبتنی بر رضایت مردم است درنظام سیاسی اسلام اصول چون حق محوری،قانون محوری ، ارزش مداری ورضایت مردم کاملا مورد توجه میباشد.
توجه به این نکته ضروری است که: حتی در کشورهای مدعی وحامی دموکراسی نیز مرجعی که تصمیم او فصل الختام جریانات بحران زا وتهدید کننده امنیت ملی باشد وبه اختلافات که به ثبات واعتبار ملی اسیب میزند پایان دهد، وجود دارد مثل دیوان عالی در امریکا ؛ پس چرا درحکومت اسلامی از چنان مرجع.بهره مند نباشیم.
... واینک بهار می روید
این روزها شکوفه ها آیات حیات را تلاوت می کنند ونسیم سحر،سبزه ها را به وجد میخواند. گیسوان طلایی خورشید برشانه های ستبر زمین آویخته شده است وگرمای مهر بر شاخه ها می ریزد.
ازپس سرمای سخت زمستان ، بهار با تمام شکوه وزیباییهایش از راه می رسد وخبراز اغاز مجدد زندگی وجریان یافتن روح حرکت وتلاش در تاروپود همه موجودات میدهد. باران ملایم و زندگی بخش، جای برف وسرمای زمستانی را می گیرد و به جای بادهای وحشی وشکننده ،نسیم ملایم وروح افزای بهاری وزیدن را اغاز میکند. زمین نفس کشیدن را از سر میگیرد و سبزه ها سر از خاک بر می دارند و دشت ودمن را یکسره سبز ومعطر می سازد . برگ های نو و زیبایی بهاری سر بر می اورند وتن عریان گیاهان را با زیبا ترین وخوش رنگ ترین جامه ها می پوشاند.
بهار ونوروز همیشه زیبا و خواستنی است وهمیشه شرین وبه یاد ماندنی . عظیم ترین تولد وسراغازی که بشر می شناسد وهمیشه منتظرش است. رسیدن نوروز وطلو ع افتاب بهاری وبرچیده شدن بساط سرما همواره عبرتی است برای انانکه دل به خزان بسته بودند وهجوم سپاه سرما و تاریکی را فرمان میداد .
این عید فرخنده رابه تمامی منتظران بهار،خصوصا هموطنان عزیز که اینک در بستر ازادی نفس می کشد ودل به فردای بهتر سپرده اند وبرای رسیدن به قله های عزت وسربلندی کمرهمت بسته اند تبریک می گویم .خوشبختی وامنیت وپیشرفت برای همگان ارزو دارم .

